وبلاگ سیـدعلـے رهبرم
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


اردیبهشت 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          




باسـلـام لطفا با نظرات خود مارا در بهبودعملکرد وبلاگ همراهی فرمایید امیدوارم مورد رضایت امام زمان (عج)قراربگیره. باتوکل بر خدا مدیروبلاگ طلبه طهماسبی خواه حوزه علمیه الزهرا(س)



جستجو





  تصویررهبر به همراه عکس فرزندان   ...

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[جمعه 1396-02-01] [ 11:24:00 ب.ظ ]





  تصاویرزیبایی از رهبــر برای پروفایل   ...

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 11:20:00 ب.ظ ]





   عکس خنده ی رهبر برای پروفایل   ...

رهبـــــرم  بخــــند که از خنــــده ی تو دلــشادم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:50:00 ب.ظ ]





  تصویری زیبا از رهبر برای پروفایل   ...

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 10:48:00 ب.ظ ]





  رهبرم سیدعلی رادوست دارم   ...

کاش می شــدعمــر خود راهدیه می دادم به او

زندگی را دوست دارم رهبـــرم رابیشتــر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 01:02:00 ب.ظ ]





  نامه به امام زمان(عج)   ...

نامه به امام زمان(ع)

#طلبه فاطمه طهماسبی خواه—#فدائیان سیدعلی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 12:45:00 ب.ظ ]





  فـــدائے سیــدعلــی ام    ...

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 12:42:00 ب.ظ ]





  شبکه های ماهواره ای   ...

#طلبه فاطمه طهماسبی خواه

واقعا تاحالانشستین فکرکنین!

شبکه های ماهواره ای رو چرا برای ما ایرانیارایگان کردن؟؟

بچه شیعه ها بصیرت!

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 12:41:00 ب.ظ ]





  فدایت شوم رهبرخوبم   ...

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 09:12:00 ق.ظ ]





  تــوکل برخــدا   ...


توکل بر ❤خـــدایت❤ کن، کفایت میکند حتما…

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 08:40:00 ق.ظ ]





  نامزدهای انتخابات   ...

✔️ توجه لطفا ‼️

‏ترکیب کاندیداهای نهایی انتخابات 96 که توسط شورای نگهبان تایید صلاحیت شدند:

دو مهاجم: رئیسی و قالیباف

دو مدافع: روحانی و جهانگیری

دو تماشاگر: میرسلیم و هاشمی طبا

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 08:38:00 ق.ظ ]





  شهادت بهترین آرزومه   ...

شهادت لباس تک سایزه

به هرکسی نمیخوره!

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 08:29:00 ق.ظ ]





  قضاوت کردن   ...

کسی روبی جا قضاوت نکنید

زمانی که یک انگشت شمابه طرف دیگری اشاره شده بدون چهارانگشت دیگه ات طرف خودته!?

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 08:27:00 ق.ظ ]





  عکسی زیبا مدافع حرم   ...

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 08:24:00 ق.ظ ]





  توبه    ...

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 08:23:00 ق.ظ ]





  قضاوت کردن   ...

قضاوت کردن

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 08:22:00 ق.ظ ]





  پای درس استاد برای انتخابات:   ...

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:46:00 ق.ظ ]





  خوشحالی یعنی:   ...

خوشحالی یعنی:

دیدن لبخندتوآقاجون….

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:45:00 ق.ظ ]





  توصیه های یه افسرده   ...

) مدرسه رفتن بی فایده است چون اگه باهوش باشی معلم وقت تو رو تلف میکنه اگه خنگ باشی تو وقت معلمو.

۲) دنبال پول دویدن بی فایده است چون اگه بهش نرسی از بقیه بدت میاد اگه بهش برسی بقیه از تو.

۳) عاشق شدن بیفایده است چون یا تو دل اونو میشکنی یا اون دل تورو یا دنیا دل هردوتونو.

۴) ازدواج کردن بی فایده است چون قبل از 30 سالگی زوده بعد از 30 سالگی دیر.

۵) بچه دار شدن بی فایده است چون یا خوب از آب در میاد که از دست بقیه به عذابه یا بد از آب در میاد که بقیه از دستش به عذابن.

۶) پیک نیک رفتن بی فایده است چون یا بد میگذره که از همون اول حرص میخوری یا خوش میگذره که موقع برگشتن غصه میخوری.

۷) رفاقت با دیگران بی فایده است چون یا از تو بهترن که نمیخوان دنبالشون باشی یا ازشون بهتری که نمیخوای دنبالت باشن.

۸) دنبال شهرت رفتن بیفایده است چون تا مشهور نشدی باید زیر پای بقیه رو خالی کنی ولی وقتی شدی بقیه زیر پای تو رو خالی میکنن.

۹) انقلاب کردن بی فایده است چون یا شکست میخوری و دشمن اعدامت میکنه یا پیروز میشی و دوست اعدامت میکنه.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:43:00 ق.ظ ]





  خدا ازتوچه میخواهد؟؟   ...

شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع وگریه و زاری بود.
در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند !
استاد پرسید : برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!
استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟
شاگرد گفت : با کمال میل؛ استاد.
استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟
شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم .
استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟
شاگردگفت: خوب راستش نه…!نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!
استاد گفت: حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!
شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر ، خواهند بود!
استاد گفت :
پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش!
همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم ، گوشت ، پوست و استخوانت؛ گردی.
تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی
تا مقام و لیاقتِ توجه، لطف و رحمتِ او را، بدست آوری .
خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد!
او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد ومی پذیرد
« نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را…..!!!»
البته گریه و زاری در جای خودش تلاش و گوشش و توبه در جای خودش خوب است

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:41:00 ق.ظ ]





  فرق انسان باخدا؟؟   ...

یکی از فرق های انسان با خدا این است که:

انسان تمام خوبیها را با یک بدی فراموش میکند

ولی

خدا تمام بدیها را با یک خوبی فراموش میکند . . .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:40:00 ق.ظ ]





  جلوی شایعه رواز الان بگیر   ...

ميگويند حدود ٧٠٠ سال پيش، در اصفهان مسجدي ميساختند.
روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرين خرده کاري ها را انجام ميدادند.
پيرزني از آنجا رد ميشد وقتي مسجد را ديد به يکي از کارگران گفت: فکر کنم يکي از مناره ها کمي کجه!
کارگرها خنديدند. اما معمار که اين حرف را شنيد، سريع گفت : چوب بياوريد ! کارگر بياوريد ! چوب را به مناره تکيه بدهيد. فشار بدهيد. فششششششااااررر…!!!
و مدام از پيرزن ميپرسيد: مادر، درست شد؟!!
مدتي طول کشيد تا پيرزن گفت : بله ! درست شد !!! تشکر کرد و دعايي کرد و رفت…
کارگرها حکمت اين کار بیهوده و فشار دادن مناره را پرسيدند ؟!
معمار گفت : اگر اين پيرزن، راجع به کج بودن اين مناره با ديگران صحبت ميکرد و شايعه پا ميگرفت، اين مناره تا ابد کج ميماند و ديگر نميتوانستيم اثرات منفي اين شايعه را پاک کنيم…
اين است که من گفتم در همين ابتدا جلوي آن را بگيرم !

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:39:00 ق.ظ ]





  چگونه استرس واضطرابم دوربشه و به آرامش برسم؟   ...

چگونه آرامش را به زندگی پر اضطراب امروزی بازگردانیم ؟

حداقل روزی 15 دقیقه را در سكوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و چیزهایی كه دارید فكر كنید. سكوت عصاره آرامش است. البته با اجبار نمی‌توان سكوت كرد. بلكه باید زمانی كه فرا رسید آن را بپذیرید. روزی یك ساعت در اتاقی تنها بمانید و حتی اگر لازم شد در را روی خود ببندید.

• هیچگاه جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه كنید این كار باعث تخلیه تنش‌هایتان شده و به شما آرامش می‌دهد.

• وقتی احساس می‌كنید كه سرتان پر از فكرهای جورواجور منفی است با قدم زدن آنها را پاك كنید.

• افراد آرام به خود می‌گویند كه برای تغییر گذشته كاری نمی‌توان كرد، آنگاه از تفكر به آینده و ادامه زندگی لذت می‌برند.

• آرامش را از كودكان بیاموزید. آنها در همان لحظه‌ای هستند كه زندگی می‌كنند و لذت می‌برند.

• اگر نمی‌توانید دیگران را ببخشید بدانید كه افكار خشمگین همواره شما را با این افراد مرتبط خواهد كرد. اما شاد كردن دیگران باعث آرامش می‌شود.

• هر چه اكسیژن بیشتری به شما برسد آرام‌تر خواهید شد. بنابراین خوب است كه در محل كار یا خانه خود گیاهانی را نگهداری كنید.

• سعی كنید از چیزی كه هستید راضی باشید در این صورت احساس آرامش بیشتری می‌كنید.

• با حركات آرام و صحبت كردن شمرده احساس آرامش را به جمع منتقل كنید.

• با شوخ طبعی به آرامش خود كمك كنید.

• مهم نیست كه با شما مودبانه برخورد شود یا نه بلكه برخورد محترمانه شما باعث ایجاد آرامش و احساس خوبی در شما خواهد شد.

• سرعت حركت شما با احساستان رابطه مستقیمی دارد. آرام راه بروید و حركات بدن خود را آرام كنید. طولی نمی‌كشد كه آرام خواهید شد.

• گاهی می‌توانید برای رسیدن به آرامش دراز بكشید، عضلات خود را شل كنید و به هیچ چیز فكر نكنید.

• لحظه های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آنها عكس و فیلم بگیرید. سپس بیشتر وقت آنها را به یاد آورید و درباره ‌شان فكر كنید و لذت ببرید.

• آهسته غذا خوردن و جویدن باعث تجدید توان فكری و احساس آرامش خواهد شد.

• هرچند وقت یكبار ساعت خود را باز كنید تا خود را از فشار زمان نجات دهید. همچنین درآوردن كفش‌ها به كاهش فشار عصبی كمك می‌كند.

• برای تاثیر بیشتر و رسیدن به آرامش در خود متمركز شوید و آرام نفس بكشید.

• تمرین كنید كه آرامتر از حد معمول صحبت كنید. اینكار به خودی خود ضربان قلب و تنفس را آرام می‌كند.

• احساسات و مشكلات خود را به دیگران بگویید و آرامش بیشتری احساس كنید.

• یكی از مهم ترین مهارت‌ها در آرام بودن، فكر نكردن به مسایل كوچك است. دومین مهارت، كوچك شمردن تمام مسایل است.

• شاد كردن دیگران، ‌موجب آرامش می‌شود. نمی‌دانید چه لذتی دارد پول رستوران امشب را با توافق سایرین به یك كارتن خواب هدیه بدهید. قدردانی كنید. دیگران را برای لطف كردن به خود تحت فشار قرار ندهید، لطف كه وظیفه نیست.

• اگر می‌دانستید كه: “سیگار كشیدن + ورزش نكردن‌ = استرس، اضطراب و حذف آرامش"، هرگز سیگار نمی‌كشیدید و ورزش كردن را به تعویق نمی‌انداختید.

• راحتی یكی از عناصر مهم آرامش است. دمای مناسب، صندلی، لباس و كفش راحت این امكان را برای شما فراهم می‌كند. پوشیدن لباس های گشاد و راحت باعث ایجاد راحتی و احساس آرامش می‌شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:37:00 ق.ظ ]





  نصیحت های راه گشای حاج اسمائیل دولابی   ...

پندهايي از حاج محمّد اسماعيل دولابی (رحمة الله عليه)

1. هر وقت در زندگی‌ات گیري پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛
زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟
هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ي یار است.

2. زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد،
نماز بعد، ذ کر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛
کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدي برسان.
اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.

3. اگر غلام خانه‌زادي پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن،
روزي غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟
این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند.
بعد از عمري روزي خدا را خوردن، جا ندارد براي روزي فردایمان غصه دار و نگران باشیم.

4. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست.
غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست،
پس چه غصه اي؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.

5. موت را که بپذیري، همه ي غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود.
وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوي، غصه هایت کم می شود.
آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی،
عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود.
ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ.
حضرت امیر علیه السلام فرمود:
یک ساعت دنیا را به همه ي آخرت نمی دهم.
آمادگی باید داشت، نه عجله براي مردن.

6.اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛
مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.

7. تربت، دفع بلا می‌کند و همه ي تب ها و طوفان ها و
زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود.
اگر یک مؤمن در شهري بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.

8. هر وقت غصه دار شدید، براي خودتان و براي همه مؤمنین و مؤمنات
از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید.
غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد
و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.

9. تا می گویم شما آدم خوبی هستید،
شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید.
خدا هم همین طور است.
تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاري، تو ستّاري، تو رحمانی و…
خدا می فرماید خودت غفّاري، خودت ستّاري، خودت رحما نی و… .
کار محبت همین است.

10. با تکرار کردن کارهاي خوب، عادت حاصل می شود.
بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند.
بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.

11. خدا عبادت وعده ي بعد را نخواسته است؛
ولی ما روزي سال هاي بعد را هم می خواهیم،
در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ي بعد زنده باشیم.

12. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد،
گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن
و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راستی خدا
خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت
به دروغ از خدا تعریف می کردي، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.

13. ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست.
نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی
که ظلمی بزرگ تر از این نیست.
اگر این نکته را رعایت کنی، از وادي امن سر در می آوري.
هر وقت خواستی از کسی یا چیزي تعریف کنی، از ربت تعریف کن.
بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او.
هر زیبایی و خوبی که دیدي رب و پروردگارت را یاد کن،
همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه ي اول ذی حجه می فرماید:
به عدد همه چیزهاي عالم لا اله الا الله .

14. “دل هاي مؤمنين كه به هم وصل مي‌شود، آب كُر است.
وقتي به علــي عليه السّلام متّصل شد، به دريا وصل شده است…
شخصِ تنها ، آب قليل است و در تماس با نجاست نجس مي شود ،
ولي آب كُر نه تنها نجس نمي شود ، بلكه متنجس را هم پاك مي كند.”

15. هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن.
در “الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزي باقی مانده،
از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود.
آن گاه “الله"را بگو همه ي دلت را تصرف کند .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:36:00 ق.ظ ]





  چرا تنهاییم؟؟   ...

وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم

پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم

وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم

و همچنان تنها می مانیم

هیچ چیز آسان تر از قلب نمي شکند

ژان پل سارتر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:35:00 ق.ظ ]





  عاشق خدای لیلی   ...

ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻦ ﮐﺴﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺰ ﻟﻴﻠﻲ ﻧﻤﻲ ﺩﻳﺪ. ﺭﻭﺯﻱ ﺷﺨﺼﻲ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺩﺭ ﺭﺍﻫﻲ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﺍﻭ ﻭ ﻣﻬﺮﺵ ﻋﺒﻮﺭ ﮐﺮﺩ. ﻣﺮﺩ ﻧﻤﺎﺯﺵ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ: «ﻫﻲ ﭼﺮﺍ ﺑﻴﻦ ﻣﻦ ﻭ ﺧﺪﺍﻳﻢ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻲ؟»
ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: «ﻣﻦ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻟﻴﻠﻲ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺪﻳﺪﻡ. ﺗﻮ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﺪﺍﻱ ﻟﻴﻠﻲ ﻫﺴﺘﻲ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﻳﺪﻱ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﻴﻦ ﺗﻮ ﻭ ﺧﺪﺍﻳﺖ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ؟»

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:32:00 ق.ظ ]





  تا فردا خداحافظ   ...

ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﮐﻮﺩﮐﻲ
ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎ ﮐﻪ :
ﭘﺪﺭ ﺗﻨﻬﺎ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩ
ﻋﺸــﻖ, ﺗﻨـــﻬﺎ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﺎﺩﺭ ﺧﻼﺻﻪ ﻣﻴﺸﺪ
ﺑﺎﻻﺗﺮﻳﻦ ﻧــﻘﻄﻪ ﻯ ﺯﻣﻴﻦ, ﺷــﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﭘـﺪﺭ ﺑــﻮﺩ
ﺑﺪﺗـﺮﻳﻦ ﺩﺷﻤﻨﺎﻧﻢ, ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻮﺩﻧﺪ
ﺗﻨــﻬﺎ ﺩﺭﺩﻡ, ﺯﺍﻧﻮ ﻫﺎﻱ ﺯﺧﻤـﻲ ﺍﻡ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
ﺗﻨـﻬﺎ ﭼﻴﺰﻱ ﮐﻪ ﻣﻴﺸﮑﺴﺖ, ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺑـﺎﺯﻳﻬﺎﻳﻢ ﺑـﻮﺩ
ﻭ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓـﻆ, ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﻮﺩ…..!

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:32:00 ق.ظ ]





  رفیق خدا   ...

ﭘﺰﺷﮏ ﻭ ﺟﺮﺍﺡ ﻣﺸﻬﻮﺭ (ﺩ.ﺍﻳﺸﺎﻥ) ﺭﻭﺯﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﺮﮐﺖ ﺩﺭ ﻳﮏ ﮐﻨﻔﺮﺍﻧﺲ ﻋﻠﻤﻲ ﮐﻪ ﺟﻬﺖ ﺑﺰﺭﮔﺪﺍﺷﺖ ﻭ ﺗﮑﺮﻳﻢ ﺍﻭ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺩﺳﺘﺎﻭﺭﺩﻫﺎﻱ ﭘﺰﺷﮑﻲ ﺍﺵ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﻣﻴﺸﺪ , ﺑﺎﻋﺠﻠﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﺭﻓﺖ .
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺍﻋﻼﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻧﺎﻣﺴﺎﻋﺪ ﻫﻮﺍ ﻭ ﺭﻋﺪ ﻭ ﺑﺮﻕ ﻭ ﺻﺎﻋﻘﻪ , ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﻳﮑﻲ ﺍﺯ ﻣﻮﺗﻮﺭﻫﺎﻱ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﺷﺪﻩ , ﻣﺠﺒﻮﺭﻳﻢ ﻓﺮﻭﺩ ﺍﺿﻄﺮﺍﺭﻱ ﺩﺭ ﻧﺰﺩﻳﮑﺘﺮﻳﻦ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ .

ﺩﮐﺘﺮ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻪ ﺩﻓﺘﺮ ﺍﺳﺘﻌﻼﻣﺎﺕ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﻳﮏ ﭘﺰﺷﮏ ﻣﺘﺨﺼﺺ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﻫﺮ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ ﺟﺎﻥ ﺧﻴﻠﻲ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻫﺎﺳﺖ ﻭ ﺷﻤﺎ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﻣﻦ 16ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻮ ﺍﻳﻦ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﺑﻤﺎﻧﻢ ؟

ﻳﮑﻲ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﮔﻔﺖ : ﺟﻨﺎﺏ ﺩﮐﺘﺮ , ﺍﮔﺮ ﺧﻴﻠﻲ ﻋﺠﻠﻪ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻣﻴﺘﻮﻧﻴﺪ ﻳﮏ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﮐﺮﺍﻳﻪ ﮐﻨﻴﺪ , ﺗﺎ ﻣﻘﺼﺪ ﺷﻤﺎ ﺳﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ , ﺩﮐﺘﺮ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺑﺎ ﮐﻤﻲ ﺩﺭﻧﮓ ﭘﺬﻳﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﺎﺷﻴﻨﻲ ﺭﺍ ﮐﺮﺍﻳﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﻭﺳﻂ ﺭﺍﻩ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻫﻮﺍ ﻧﺎﻣﺴﺎﻋﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎﺭﻧﺪﮔﻲ ﺷﺪﻳﺪﻱ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﺑﻄﻮﺭﻱ ﮐﻪ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﻣﻘﺪﻭﺭ ﻧﺒﻮﺩ .

ﺳﺎﻋﺘﻲ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩ ﺩﻳﮕﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﮐﻮﻓﺘﻪ ﻭ ﺩﺭﻣﺎﻧﺪﻩ ﻭ ﺑﺎ ﻧﺎ ﺍﻣﻴﺪﻱ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﺶ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﮐﻠﺒﻪ ﺍﻱ ﮐﻮﭼﮏ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺟﻠﺐ ﮐﺮﺩ .

ﮐﻨﺎﺭ ﺍﻭﻥ ﮐﻠﺒﻪ ﺗﻮﻗﻒ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺯﺩ , ﺻﺪﺍﻱ ﭘﻴﺮﺯﻧﻲ ﺭﺍﺷﻨﻴﺪ : ﺑﻔﺮﻣﺎ ﺩﺍﺧﻞ ﻫﺮﮐﻪ ﻫﺴﺘﻲ , ﺩﺭ ﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ …

ﺩﮐﺘﺮ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﭘﻴﺮﺯﻥ ﮐﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﮔﻴﺮ ﺑﻮﺩ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﻫﺪ ﺍﺯ ﺗﻠﻔﻨﺶ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ .
ﭘﻴﺮﺯﻥ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﮐﺪﺍﻡ ﺗﻠﻔﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ؟ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻧﻪ ﺑﺮﻗﻲ ﻫﺴﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺗﻠﻔﻨﻲ , ﻭﻟﻲ ﺑﻔﺮﻣﺎ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﮐﻦ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺳﺘﮑﺎﻧﻲ ﭼﺎﻱ ﺑﺮﻳﺰ ﺗﺎﺧﺴﺘﮕﻲ ﺑﺪﺭ ﮐﻨﻲ ﻭ ﮐﻤﻲ ﻏﺬﺍ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﺑﺨﻮﺭ ﺗﺎ ﺟﻮﻥ ﺑﮕﻴﺮﻱ .

ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺯ ﭘﻴﺮﺯﻥ ﺗﺸﮑﺮﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺷﺪ , ﺩﺭﺣﺎﻟﻲ ﮐﻪ ﭘﻴﺮﺯﻥ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﺩﻋﺎ ﺑﻮﺩ .
ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻃﻔﻞ ﮐﻮﭼﮑﻲ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻲ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺗﺨﺘﻲ ﻧﺰﺩﻳﮏ ﭘﻴﺮﺯﻥ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩ , ﮐﻪ ﻫﺮﺍﺯﮔﺎﻫﻲ ﺑﻴﻦ ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﻳﺶ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ ﻣﻴﺪﺍﺩ .

ﭘﻴﺮﺯﻥ ﻣﺪﺗﻲ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﺩﻋﺎ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻮﺩ, ﮐﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺑﺨﺪﺍ ﻣﻦ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺍﻳﻦ ﻟﻄﻒ ﻭ ﮐﺮﻡ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ ﻧﻴﮑﻮﻱ ﺷﻤﺎ ﺷﺪﻡ , ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺩﻋﺎﻫﺎﻳﺖ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﺷﻮﺩ.

ﭘﻴﺮﺯﻥ ﮔﻔﺖ : ﻭ ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ , ﺭﻫﮕﺬﺭﻱ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﻭﻟﻲ ﺩﻋﺎﻫﺎﻳﻢ ﻫﻤﻪ ﻗﺒﻮﻝ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﺠﺰ ﻳﮏ ﺩﻋﺎ

ﺩﮐﺘﺮ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﮔﻔﺖ : ﭼﻪ ﺩﻋﺎﻳﻲ ؟

ﭘﻴﺮﺯﻥ ﮔﻔﺖ : ﺍﻳﻦ ﻃﻔﻞ ﻣﻌﺼﻮﻣﻲ ﮐﻪ ﺟﻠﻮ ﭼﺸﻢ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﻧﻮﻩ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻪ ﭘﺪﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻧﻪ ﻣﺎﺩﺭ , ﺑﻪ ﻳﮏ ﺑﻴﻤﺎﺭﻱ ﻣﺰﻣﻨﻲ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺍﺯ ﻋﻼﺝ ﺁﻥ ﻋﺎﺟﺰ ﻫﺴﺘﻨﺪ .
ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻳﮏ ﭘﺰﺷﮏ ﺟﺮﺍﺡ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺑﻨﺎﻡ ﺩﮐﺘﺮ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﻋﻼﺟﺶ ﻫﺴﺖ , ﻭﻟﻲ ﺍﻭ ﺧﻴﻠﻲ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﻭﺭ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺩﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﺸﮑﻞ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻧﻤﻴﺘﻮﺍﻧﻢ ﺍﻳﻦ ﺑﭽﻪ ﺭﺍ ﭘﻴﺶ ﺍﻭ ﺑﺒﺮﻡ .

ﻣﻴﺘﺮﺳﻢ ﺍﻳﻦ ﻃﻔﻞ ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ ﻭ ﻣﺴﮑﻴﻦ ﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺷﻮﺩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻟﻠﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻡ ﺭﺍ ﺁﺳﺎﻥ ﮐﻨﺪ .
ﺩﮐﺘﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﮐﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﮑﺮﺩ ﮔﻔﺖ :

ﺑﻪ ﻭﺍﻟﻠﻪ ﮐﻪ ﺩﻋﺎﻱ ﺗﻮ , ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯﮐﺎﺭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺯﺩﻥ ﺻﺎﻋﻘﻪ ﻫﺎ ﺷﺪ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺭﻳﺪﻥ ﻭﺍ ﺩﺍﺷﺖ . ﺗﺎ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﻣﻦ ﺩﮐﺘﺮ ﺭﺍ ﺑﺴﻮﻱ ﺗﻮ ﺑﮑﺸﺎﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺑﺨﺪﺍ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﺰﻭﺟﻞ ﺑﺎ ﻳﮏ ﺩﻋﺎﻳﻲ ﺍﻳﻦ ﭼﻨﻴﻦ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﻮﻣﻨﺶ ﻣﻬﻴﺎ ﻣﻴﮑﻨﺪ. ﻭ ﺑﺴﻮﻱ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﻭﺍﻧﻪ ﻣﻴﮑﻨﺪ.

ﻭﻗﺘﻲ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﻬﺎ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ , ﻓﻘﻂ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺁﻓﺮﻳﺪﮔﺎﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺠﺎ ﻣﻲ ﻣﺎﻧﺪ .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:29:00 ق.ظ ]





  ابزار گران شیطان   ...

ﮔﻮﻳﻨﺪ ﺭﻭﺯﻱ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺟﺎﺭ ﺯﺩ ﮐﻪ ﻗﺼﺪ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺩﺳﺖ ﺑﮑﺸﺪ ﻭ ﻭﺳﺎﻳﻠﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﺨﻔﻴﻒ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺵ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ. ﺍﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﭼﺸﻤﮕﻴﺮﻱ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﮔﺬﺍﺷﺖ. ﺍﻳﻦ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﺷﺎﻣﻞ ﺧﻮﺩﭘﺮﺳﺘﻲ, ﺷﻬﻮﺕ, ﻧﻔﺮﺕ, ﺧﺸﻢ, ﺁﺯ, ﺣﺴﺎﺩﺕ, ﻗﺪﺭﺕ‌ﻃﻠﺒﻲ ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﺷﺮﺍﺭﺕ‌ﻫﺎ ﺑﻮﺩ. ﻭﻟﻲ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﻳﮑﻲ ﮐﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﮐﻬﻨﻪ ﻭ ﻣﺴﺘﻌﻤﻞ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ‌ﺭﺳﻴﺪ, ﺑﻬﺎﻱ ﮔﺮﺍﻧﻲ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺒﻮﺩ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺭﺯﺍﻥ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ. ﮐﺴﻲ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪ: «ﺍﻳﻦ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﭼﻴﺴﺖ؟»
ﺷﻴﻄﺎﻥ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: «ﺍﻳﻦ ﻧﻮﻣﻴﺪﻱ ﺍﺯ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ‌ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺭﺣﻤﺖ ﺧﺪﺍ ﺍﺳﺖ.»
ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﺣﻴﺮﺕ ﮔﻔﺖ: «ﭼﺮﺍ ﺍﻳﻦ ﻗﺪﺭ ﮔﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ؟»
ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﺮﻣﻮﺯﺵ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: «ﭼﻮﻥ ﺍﻳﻦ ﻣﺆﺛﺮﺗﺮﻳﻦ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ. ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺳﺎﻳﺮ ﺍﺑﺰﺍﺭﻡ ﺑﻲ‌ﺍﺛﺮ ﻣﻲ‌ﺷﻮﻧﺪ, ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻣﻲ‌ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﺍﻧﺴﺎﻥ‌ﻫﺎ ﺭﺧﻨﻪ ﮐﻨﻢ ﻭ ﮐﺎﺭﻱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺮﺳﺎﻧﻢ. ﺍﮔﺮ ﻓﻘﻂ ﻣﻮﻓﻖ ﺷﻮﻡ ﮐﺴﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﻮﻣﻴﺪﻱ, ﺩﻟﺴﺮﺩﻱ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﻭﺍ ﺩﺍﺭﻡ, ﻣﻲ‌ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻲ‌ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﮑﻨﻢ. ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ‌ﻫﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺩﻩ‌ﺍﻡ. ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﺍﻳﻦ ﻗﺪﺭﮐﻬﻨﻪ ﺍﺳﺖ!»

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:27:00 ق.ظ ]





  موشی که مهار شتر می کشید !   ...

ﻣﻮﺷﻲ ﮐﻮﭼﮏ ﻣﻬﺎﺭ ﺷﺘﺮﻱ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﺟﻠﻮ ﻣﻲ ﮐﺸﻴﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻲ ﺑﺎﻟﻴﺪ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﺷﺘﺮ ﺭﺍ ﻣﻲ ﮐﺸﻢ. ﺷﺘﺮ ﺑﺎ ﭼﺎﻻﮐﻲ ﺩﺭ ﭘﻲ ﺍﻭ ﻣﻲ ﺭﻓﺖ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺍﺛﻨﺎ ﺷﺘﺮ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﻱ ﻏﺮﻭﺭ ﺁﻣﻴﺰ ﻣﻮﺵ ﭘﻲ ﺑﺮﺩ. ﭘﻴﺶ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺖ : «ﻓﻌﻼ ﺳﺮﺧﻮﺷﻲ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻌﺶ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺸﻨﺎﺳﻢ ﻭ ﺭﺳﻮﺍ ﮔﺮﺩﻱ.»

ﻫﻤﻴﻦ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﻣﻲ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺟﻮﻱ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺭﺳﻴﺪﻧﺪ. ﻣﻮﺵ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻥ ﮔﺬﺭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺑﺮ ﺟﺎﻱ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﺗﮑﺎﻥ ﻧﺨﻮﺭﺩ.

ﺷﺘﺮ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : «ﺑﺮﺍﻱ ﭼﻪ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻱ ؟! ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﮔﺎﻡ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﻭ ﺑﻪ ﺟﻠﻮ ﺑﺮﻭ. ﺁﺧﺮ ﺗﻮ ﭘﻴﺸﺎﻫﻨﮓ ﻭ ﺟﻠﻮﺩﺍﺭ ﻣﻨﻲ.»

ﻣﻮﺵ ﮔﻔﺖ : «ﺍﻳﻦ ﺁﺏ ﺧﻴﻠﻲ ﻋﻤﻴﻖ ﺍﺳﺖ. ﻣﻦ ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻢ ﻏﺮﻕ ﺷﻮﻡ.»

ﺷﺘﺮ ﮔﻔﺖ : «ﺑﺒﻴﻨﻢ ﭼﻘﺪﺭ ﻋﻤﻖ ﺩﺍﺭﺩ.» ﻭ ﺳﭙﺲ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﭘﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﺏ ﻧﻬﺎﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺯﺍﻧﻮﻱ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ. ﭼﺮﺍ ﺗﻮ ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻲ ﻭ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻱ ؟!»

ﻣﻮﺵ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ : «ﺯﺍﻧﻮﻱ ﻣﻦ ﮐﺠﺎ ﻭ ﺯﺍﻧﻮﻱ ﺗﻮ ﮐﺠﺎ, ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻦ ﺍﮊﺩﻫﺎ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮ ﺁﺏ ﺗﺎ ﺯﺍﻧﻮﻱ ﺗﻮﺳﺖ ﺻﺪ ﮔﺰ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻣﻦ ﻣﻲ ﮔﺬﺭﺩ.»

ﮔﻔﺖ ﮔﺴﺘﺎﺧﻲ ﻧﮑﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﮔﺮ
ﺗﺎ ﻧﺴﻮﺯﺩ ﺟﺴﻢ ﻭ ﺟﺎﻧﺖ ﺯﻳﻦ ﺷﺮﺭ

ﻣﻮﺵ ﮔﻔﺖ : «ﺗﻮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻡ, ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺁﺏ ﻋﺒﻮﺭ ﺑﺪﻩ.»
ﺷﺘﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : «ﺑﻴﺎ ﺭﻭﻱ ﮐﻮﻫﺎﻧﻢ ﺑﻨﺸﻴﻦ, ﻣﻦ ﺻﺪﻫﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺟﺎ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﻢ.»

ﭼﻮﻥ ﭘﻴﻤﺒﺮ ﻧﻴﺴﺘﻲ, ﭘﺲ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ
ﺗﺎ ﺭﺳﻲ ﺍﺯ ﭼﺎﻩ ﺭﻭﺯﻱ ﺳﻮﻱ ﺟﺎﻩ

ﻏﺮﻭﺭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﻩ ﻧﺪﻩ, ﺍﺑﺘﺪﺍ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﮐﻦ, ﺷﺎﮔﺮﺩﻱ ﮐﻦ, ﻣﺮﻳﺪ ﺑﺎﺵ, ﮔﻮﺵ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺯﺑﺎﻧﺖ ﺑﺎﺯ ﺷﻮﺩ ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﺯﺑﺎﻥ ﮔﺸﺎ ﻭ ﺁﻥ ﻫﻢ ﻧﺨﺴﺖ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﭘﺮﺳﺶ ﻭ ﻓﺮﻭﺗﻨﺎﻧﻪ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺣﺎﻝ ﻣﻌﻨﻲ ﻭ ﺑﺎﻃﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻭ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺑﻨﮕﺮ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺣﻘﻴﻘﻲ ﺑﺮﺳﻲ.

ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﺎﻱ ﻣﺜﻨﻮﻱ ﻣﻌﻨﻮﻱ

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:27:00 ق.ظ ]





  این قانون بیمارستان است   ...

ﻳﺮﻣﺮﺩﻱ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﮐﻪ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺯﺧﻤﻲ ﻭ ﺧﻮﻥ‌ﺁﻟﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﻭﺍﺭﺩ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﮔﻔﺖ: «ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﻲ‌ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﺩﺍﺩ ﺍﻳﻦ ﺑﭽﻪ ﺑﺮﺳﻴﺪ. ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﻬﺶ ﺯﺩ ﻭ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ.»
ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﮔﻔﺖ: «ﺍﻳﻦ ﺑﭽﻪ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎﻳﺪ ﭘﻮﻟﺸﻮ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺑﺴﺘﺮﻱ ﻭ ﻋﻤﻞ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﻴﺪ.»
ﭘﻴﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ: «ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﭘﻮﻟﻲ ﻧﺪﺍﺭﻡ. ﺣﺘﻲ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺑﭽﻪ ﺭﻭ ﻫﻢ ﻧﻤﻲ‌ﺷﻨﺎﺳﻢ. ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﻲ‌ﮐﻨﻢ ﻋﻤﻠﺶ ﮐﻨﻴﺪ. ﻣﻦ ﭘﻮﻝ ﺭﻭ ﺗﺎ ﺷﺐ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﻲ‌ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﻣﻴﺎﺭﻡ.»
ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﮔﻔﺖ: «ﺑﺎ ﺩﮐﺘﺮﻱ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺑﭽﻪ ﺭﻭ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﻴﺪ.»
ﺍﻣﺎ ﺩﮐﺘﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮎ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﺑﻴﻨﺪﺍﺯﺩ ﮔﻔﺖ: «ﺍﻳﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻧﻪ, ﺍﻭﻝ ﭘﻮﻝ ﺑﻌﺪ ﻋﻤﻞ. ﺑﺎﻳﺪ ﭘﻮﻝ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻋﻤﻞ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺑﺸﻪ.»
ﺻﺒﺢ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﮐﺘﺮ ﺳﺮ ﻣﺰﺍﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﮑﺶ ﻣﺎﺗﺶ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻳﺮﻭﺯ ﻣﻲ‌ﺍﻧﺪﻳﺸﻴﺪ.
ﻭﺍﻗﻌﺎ ﭘﻮﻝ ﺍﻳﻦ‌ﻗﺪﺭ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺷﻪ؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:24:00 ق.ظ ]





  جمکران#امام زمان(عج)#   ...


فرض کن الان اینجایی??

چیکار میکنی؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:18:00 ق.ظ ]





  عکس نوشته حجاب   ...

توفرشته ای آسمانی هستی?✌

سلامتی مادرایی که اینچنین دخترایی روپرورش میدن صلوااات!

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:12:00 ق.ظ ]





  مابهش میگیم آقــا آقـــاروازهرطرف بخونی آقــاست   ...

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 02:03:00 ق.ظ ]





  تصویری از امام خامنه ای   ...

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 01:48:00 ق.ظ ]





  عکس رهبرم سیدعلی   ...

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 01:47:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
باسـلـام لطفا با نظرات خود مارا در بهبودعملکرد وبلاگ همراهی فرمایید امیدوارم مورد رضایت امام زمان (عج)قراربگیره. باتوکل بر خدا مدیروبلاگ طلبه طهماسبی خواه حوزه علمیه الزهرا(س)